سپـﯦـــددشـﭠـــ سراﮮهمـﮧ

شـﮩࢪﮮ دࢪ مـࢪڪز آبشاࢪهاﮮ بـﭔشـﮧ ،گـࢪﭔﭞ،چڪان،ﭡـلـﮧ زنگ(شوﮮ)

مى خواهى بروى ؟

بهانه مى خواهى ؟

بگذار من بهانه را دستت دهم ، برو و هرکس پرسید بگو :

...
لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود
بگو فریاد مى کرد . . .
همه جا فریاد مى کرد
که فقط مرا مى خواهد

بگو دروغ مى گفت
مى گفت هرگز ناراحتم نکردى . . .

بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود . . .

بگو بی احساس بود
به همه فریادها ، توهین ها و اخمهایم
فقط لبخند میزد :) . . .

بگو او نخواست
نخواست کسى جز من در دلش خانه کند . . .

 

 


[ سه‌شنبه 05 بهمن 1395 ] [ 02:25 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]