سپـﯦـــددشـﭠـــ سراﮮهمـﮧ

شـﮩࢪﮮ دࢪ مـࢪڪز آبشاࢪهاﮮ بـﭔشـﮧ ،گـࢪﭔﭞ،چڪان،ﭡـلـﮧ زنگ(شوﮮ)

زیاد زندگی کردم

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 15:41 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

تقدیم به حامد دوستم

چــه لــَحظـه ے دردآوریــه ...

اون لـَحــظه کـه میپـُرسـه خوبــے ؟

پـَنـج خـَط تـایپ میکـُنے ولــے بجـاے 
" Enter "

هــَمـه روپـاکـــ میکـُنـے ومینـِویسـے خوبـَم ... تـوچــطورے ؟

 

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 05:04 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

یه روزی میشه...

یه روزی میشه...

صبح از خواب پا ميشے

گوشيتو ور ميداری ميبينے pm نداری ازم...

ميگيری ميخوابے...

ظهر پا ميشے...

ميبينیے تو وايبر آفم...

ميبينے تو لاين پست نزاشتم...

ميبينے جواب كامنتای کسے رو هم ندادم...

اس ميدی...

ج نمياد...

ناراحت ميشے...

بعد يه ساعت باز اس ميدی...

ج نمياد...

زنگ ميزنے...

مشترک مورد نظر خاموش ميباشد...

وايبر ؛ Last online today 4:30

زد ميزنے اون يكے خطم...

بوق آزاد...

ميزنے بيرون...

عصری چک ميكنے...

خبری نيس...

كفری ميشے...

ميگے؛گور باباش

شب ميخوابے...

ولے به فكرمے...

هنوزم بے خبر...

صبح ديگه ميای در خونمون

سر كوچه ای

صوت قشنگ عبدالباسط...

داربستے كه واسه پلاكاردا ميزنن

شک ميكنے

ميری جلو

مارا در غم از دست رفتن فرزند عزيزتان شريک بدانيد.

ماشينے كه پشتش اعلامیه زدن و اسم من روشه

پلكايے كه ميزنے...

ميدوئے تا خونتون

تو راه اشكاتو پاک ميكنے...

ميشنے جلو در خونه

ميبندی چشاتو

خاطره ها

تو كمد دنبال پيرن مشكے

عصری سر خاک

تسليت به بابام...

تاج گلا...

لباسای مشكے خاكے...

قرآنے كه ميخونن

صدای بيل و خاک

آخرين نفری هستے كه سر خاكمے...

همش يه روزه

ديدی تموم شد؟

هميشه زود دير ميشه... 

"اینو گذاشتم فقط بخاطراینکه حواسمون رو بیشتر جمع کنیم..

کمتر همدیگرو بشکونیم.. کمتر همدیگرو ناراحت کنیم..

بیشتر کنارهم باشیم..

بیشتر به کسایی که واسمون از جون عزیزترن توجه کنیم..

بیشتر هوای همدیگرو داشته باشیم..

چون 'خیلی زود دیر میشه و فقط پشیمونی و عذاب وجدان باقی میمونه'..

 

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 04:53 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

خُـدا جوُنَـــــــــــــــم

 


خُـدا جوُنَـــــــــــــــم


 من بِدَرَکـــــــــ بِذا خوشبَخت شــــــــــﮧ...

بِذا روُزاش رَنگـــــــــﮯ شَن..

بِذا لَبِش خَندوُن شــــــــــﮧ... 

تو کـﮧ میدوُنـﮯ وَقتـﮯ میخَنده، چِقَد خوشگِل میشــــــــﮧ...

 بِخَندوُنِــــــــش...

غُصّـﮧ هاشو اَزَش بِگیـــــــر... مَرگِ مَن بِگیــــــــر...

بِذا صُبح کـﮧ اَز خواب بیدار میشــــــــﮧ،

 زِندِگـﮯ واسَش قَشَنگ باشـــــــــﮧ...

بِذا شَب کـﮧ میخوابـﮧ، شُکرِت کُنـﮧ، بِخاطِرِ خوشبَختیـــــــــاش...

مُواظِبِش باشیـــــــــا...


هَر وَقت دِلِش گِرِفت بَغَلِش کُن، اَز خُدا بوُدَنِت کَم نِمیشـــــــــﮧ...

کار ﮮ کُن تا خِیلـﮯ ـا حَسرَتِ زِندِگیش رو بُخـــــــــورَن...

این یِکـﮯ رو حَتماً یادِت باشـــــــــﮧ...

اینقَد باهاش خوُبـــ باش تا هیچوَقت بِهِت شَکـــ نَکُنـــــــﮧ...

تا هیچوَقت فِکر نَکُنـﮧ که نیستــــــــﮯ...


خُدا جوُنَم دیگـﮧ سِفارِش نِمیکُنمــا، فَقَطـ جوُنِ تو وُ جــــــــــــوُنِ اوُن...


آخـﮧ اوُن تَموُمِ زِندِگـﮯ مَنــــــــــﮧ...

مَن دوُست داشَتن وُ دِلتَنگـﮯ رو با اوُن یاد گِرِفتَم...

پَس خِیـلــــــﮯ مُواظِبـــــــــــــِـش باش.

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 04:28 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

برایـ تو...

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 04:26 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

روزنامه پیروزی 8 - 7 - 93

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 02:46 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

درگذشت آیةالله سیدمهدی یثربی

درگذشت آیةالله سیدمهدی یثربی (1385 ش)

تاریخ وقوع: 8 مهر


هشتم مهر ماه سالگرد رحلت یکی از شاگردان امام خمینی، آیةالله سید مهدی یثربی است. با نگاهی کوتاه بر زندگی و ارتباط و ارادت ایشان به حضرت امام یادش را گرامی می­داریم.
آیةالله سید مهدی یثربی کاشانی در ۱۳۰۴ ش، در کاشان به دنیا آمد. پدرش آیةالله سید محمدرضا از روحانیون کاشان بود. او در سنین کودکی پدر خود را از دست داد و تحت تکفل برادر بزرگش آیةالله العظمی میرعلی یثربی قرار گرفت و مقدمات و سطوح علوم دینی را در کاشان فراگرفت.
در ۱۳۳۷ ش جهت تکمیل و ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت. نزد بعضی از مراجع و علمای این شهر به خصوص امام خمینی کسب علم و فیض نمود. پس از فوت برادرش، آیةالله میرزا سید علی یثربی که از اساتید امام خمینی بود و زعامت دینی مردم کاشان را بر عهده داشت، به امر آیات الله بروجردی و حضرت امام به کاشان بازگشت و به تدریس دروس دینی و ارشاد مردم پرداخت و ضمن آن با شروع مبارزات، همراه و حامی نهضت به رهبری حضرت امام شد.
آیةالله یثربی تا زمانی که آیةالله بروجردی در قید حیات بودند، در عین ارادت و علاقه به حضرت امام، با ایشان همانگ و در ارتباط بودند. پس از رحلت آیةالله بروجردی مرجعیت را در حضرت امام یافته و ممحض در ایشان شد. این ارادت و علاقه استاد و شاگرد طرفینی بود به گون­ای که با شروع مبارزات در جریان انجمنهاى ایالتى و ولایتى سال 1341 ش، حضرت امام در نامه­ای خطاب بهآیةالله یثربی می­نویسند:

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 01:22 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

منازل امام حسین علیه السلام تا کربلا «قید»

منازل امام حسین علیه السلام تا کربلا «قید» (60 هجری قمری)

تاریخ وقوع: 16 ذی الحجه


در این روز حضرت امام حسین علیه السلام به منزل قید رسیدند.(1)


1- الامام الحسین و اصحابه ج1 ص162

منبع: تقویم شیعه

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 01:18 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

کلام - خاطره شهدا 8-7

کلام شهدا : 
 خدايا دوست دارم تنهاي تنها بيايم دور از هر کژي، دوست دارم گمنام گمنام بيايم، دور از هر هويتي، خدايا! اگر بگوئي لياقت نداري، خواهم گفت: «لياقت کداميک از الطاف تو را داشته‌ام...؟»
احمدرضا احدي 

خاطره شهدا : 

در عملیات كربلای 2 كه در محور پیرانشهر به حاج عمران و در فصل زمستان در عمق خاك عراق انجام گرفت، علاوه بر برف زیاد، گل ولای عجیبي منطقه را پوشانده بود؛ به حدی كه راه رفتن را مشكل كرده بود. مجاهدان عراقی لشكر بدر در میان این مواضع به نگهبانی می‌پرداختند. برادر اسماعیل دقایقی از نیمه‌های شب كه همه در خواب بودند، آهسته وارد سنگرها می‌شد و گل و لای پوتینها را پاك می‌كرد و آنها را واكس می‌زد. بعدها وقتی مجاهدان عراقی كنجكاو شدند، فهمیدند كه شخص ناشناس، شهید گران قدر اسماعیل دقایقی فرمانده لشكر آنهاست. - یكی از دوستان همین شهید می‌گوید: در یك عملیات نفوذی به خاك عراق كه در فصل سرما و برف در غرب انجام شد، پس از دو روز پیاده روی، به دلیل اطلاع پیدا كردن دشمن، از ادامه عملیات جلوگیری و قرار شد همه باز گردند. ما حدود 200 نفر بودیم و بسیار خسته. بعضی حتی قادر نبودند حركت كنند و سلاح انفرادی خویش را حمل نمایند. ناگهان متوجه شدیم شهید دقایقی با یكی از معاونان خود - پس از ده ساعت پیاده روی - به ما ملحق شد. او علی رغم خستگی زیاد، اسلحه كسانی را كه خسته بودند، می‌گرفت و روی دوش خود می‌انداخت و به بچه‌ها دلداری می‌داد كه شما اجر خود را برده اید و خداوند پاداش شما را می‌دهد.   شهيد اسماعيل دقايقي
منبع : ر. ك: قافله نور، ش 66

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 01:16 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]

احکامــ 8-7

س)  آيا در نماز واجب نشستن بين دو سجده واجب است در نماز مستحب چطور؟  
ج) واجب است و تفاوتى ميان نماز واجب و مستحب نيست.

[ چهارشنبه 08 مهر 1394 ] [ 01:13 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]