سپـﯦـــددشـﭠـــ سراﮮهمـﮧ

شـﮩࢪﮮ دࢪ مـࢪڪز آبشاࢪهاﮮ بـﭔشـﮧ ،گـࢪﭔﭞ،چڪان،ﭡـلـﮧ زنگ(شوﮮ)

نمیدانم چه بنویسم

نمیدانم چه بنویسم برای کسی که نیست

برای کسی که حتی تصویر مبهمش در قلب تاریک من نیست

نمیدانم چه بگویم برای کسی که حس بودنش هم سنگین است

نمیدانم چگونه ترسیم کنم چهره ی کسی را که حتی در خاطرم نیست

نمیدانم عشقی هست یا نیست آخر این چه عشقی است که یاری درکار ن
[ سه‌شنبه 05 بهمن 1395 ] [ 01:54 ] [ milad1018 ] [ ارسال نظر(0) ]